|
قربانيان تغافل رسانههاي ما |
|
|
|
16 آبان 1385 ساعت 20:22 |
|
گروگانهاي از يادرفته ايراني وتكاليف ازيادرفته ما حيدركرار علي(ع)، ضمنسخناني خطاب به اهلكوفه، عبارتي داردقريب به اين مضمون كه: با هيچ قومي درخانه ايشان پيكار نشد، مگر آنكه دچار ذلت وخسران شدند! لابد ميپرسيد نقلقول فوق چهربطي با اصلمطلب دارد؟ چهبگويم؟! اگر بهواقع بحث تهاجمفرهنگي و هشدارهاي مكرر و مؤكد خلف صالحخميني(ره) را باوركردهايم ومثل بعضي از دوستان ساده انديش دركرات آسماني و يا صرفاً در آرم و عنوان فرنگي نصب شده بر پشت شلوارهايجين بهدنبال مصاديق ومظاهر تهاجمفرهنگي نيستيم، ما اصحابقلم وارباب رسانههاي اين مملكت، بايد اذعان كنيم كه در قبال يورشهاي بيوقفه دهها ارتش رسانهاي غرب صهيونيستي كمي تاقسمتي، مرخصيم! طوطيصفتي درعرصه اطلاعرساني به افكارعمومي مردم ايران تاكي؟ آنچه ازتوهمات شبهخبري را كه اساتيدازل بوقهايتبليغاتي صهيونيزمبينالملل روانه تلكسهاياطلاعرساني ماميكنند، تاكي بايد شكلدهندهغالب تيترهايجرايد، عناوينخبري رسانهها وحتي فحواي كلام مسئولينمملكت باشند؟ پرسهزدن در خاكريزهاي كاغذي و الكترونيكي انفعال، آن هم اين همه بيبرنامه و باري بههرجهت گذرا و موضعگيريهاي«ايننيزبگذرد»ي را، تا كي بايد تجربهكنيم؟ هيچ به تيترهاي صفحاتاول اكثريت قريببهاتفاق جرايد و رئوس خلاصهخبرهاي صداوسيما در هفتههاياخير توجهكردهايد؟ دههابار خبر دادگاهميكونوس واظهارات سخيف دادستانآلماني و شهودتروريست و تحتتعقيب حاضر در اين خيمهشببازي صهاينه دربرلين را بهقول ما مطبوعاتيها«تيتراولرفتهايم»، امادريغ از پاتكي قدرتمند، مستدل ومتكي بهمستندات غيرقابلانكار دربرابر اين همه جاروجنجال ارتشهايجمعي ستاد جنگرواني شيطانبزرگ و اذناب و ايادي چندمليتي آن. بي تعاريف برويم سر اصل مطلب! پانزدهسال واندي است 4 تبعه جمهورياسلاميايران را گروگانگرفتهاند وآنان درچنگال رژيمتروريست و نامشروع حاكم برفلسطيناشغالي اسيرند. در برابر چنين ظلمعظيمي، همه خصوصاً ما ارباب قلم ومطبوعاتچيها، زبان دركام كشيدهايم و درعرض هر 24 ساعت يك بار بيهيچ تأملي، تيتر پشتتيتر، براي فلان صهيونيست جنايتكارجنگي كه حينبمباران منازل مسكوني، مدارس، مساجد و بيمارستانهاي مردم بيدفاعجنوب لبنان طيارهاش ساقطشد، خرجكرده وميكنيم. همينسالگذشته، وقتي آن تروريستمزدور سرويسامنيتيموساد، هواپيمايمسافري ما را از كيش دزديد و به اسرائيل برد، ما مطبوعاتيها وهمكاران ما در واحد خبر راديوتلويزيون و خبرگزاري، چهكرديم؟ چهكسي به اينمردم گفت كه بهمحض فرود هواپيماي ربودهشدهايراني درآن فرودگاهنظامي، تروريستهاي رژيمتلآويو، زنيرا كه پلاكاردي با عبارت «ران را آزادكنيد» به سهزبان عبري، عربي وانگليسي بهدست داشت، پاي پلكانهواپيما آوردند وپادوهاي C.N.N و B.B.C وساير عمله اكره مطبوعاتي رسانههايغرب با دوربينها وميكروفونها وقلمهاي مسمومشان، تاتوانستند روي آنصهيونيست پلاكاردبهدست مانوردادند؟ چهكسي بايد به مردم ما ميگفت وقتي مسافرين هواپيمايربودهشده ما را وارد سالن آن فرودگاهكردند، از بينايشان پسركيخردسال را جداكرده، پيراهنش را بهزور درآوردند و تيشرتي را كه روي آن همان عبارت كذايي «ران آراد را....والخ » نوشته شدهبود، بهتن او پوشاندند و از آنطفل كه خود قربانيتروريستهاي هواپيمارباي تلآويو بود، چپ وراست فيلم و عكسگرفتند و بهسراسر جهان مخابره كردند؟ چهكسي بايد درباره واقعه چهاردهمتير1361 به مردم ما توضيحميداد؟ چهكسي و كدامرسانهاي بايد بهمردم ما ميگفت پدر ومادر كاظماخوان عكاسوخبرنگار خبرگزاريجمهورياسلامي، كه توسط همينصهيونيستها درسال 1982 در شمالبيروت ربودهشد، در فراموشيمطلق ما اتباع رسانههايگروهي ايران اسلامي، درگذار سالهاچشمانتظاري، دقمرگ شدند وآرزوي ديدارفرزندشان را باخود به سينهسردخاك بردند؟ آيا شعارهايي ازقبيل اخلاقمطبوعاتي، تعهدروزنامهنگاري و حفظحرمتژورناليزم عصرانقلاب وامثالذلك، فقطوفقط بايستي خرجتأمين خواستهايجناحي، صنفي و سنديكايي ما اصحابقلم وارباب رسانههايجمعي امالقرايجهاناسلام درهمايشها ونمايشها وكنفرانسهاي تكراريبشوند؟ هيهات! كاش دستكم بهقدر ژورناليستهايغربي نسبت بهيك همكار ربودهشده خود، حميت به خرجميداديم. چرا خبرگزاريما، دربارهسرنوشت رشيدترينخبرنگار وابسته بهخود، سالهاست سكوت پيشه كردهاست؟ اينهمه كارشناس مسائلبينالمللي وتحليلگران سياسي خبره جرايد و صداوسيما و هكذا مراكز مطالعاتسياسي جمعي وزارتخارجه كه از ريشههاي بحران زئير گرفته تا آداب غذاخوردن گربه پرزيدنتكلينتون! دهها تفسير وتحليل متنوع وداغ به افكارعمومي ارائهميدهند را هم از قلم نيندازيم. خانمها، آقايان! شما را بهخدا بياييد به مردم بگوييد كارداراول سفارت جمهورياسلاميايران درلبنان، اكنون كجاست؟ بياييد ومطابق موازين سياستبينالملل و عرفديپلماتيك، تحليل ارائهدهيد كه اگر سيدمحسن موسوي وابسته درجهپنجم فلان سفارتخانهغربي دريك كشورجهانسومي بود، غربيها سكوتيپانزدهساله درقبال گروگان گرفتهشدن وي را رواميدانستند؟ آيا وزانت كارشناسيسياسي ورعايت عرفديپلماتيك، آنهمه ارزشمند است كه حتي دزديدن مقامارشد سفارتايران توسط عواملتروريست رژيمتلآويو نيز قادرنيست بر دامان كبريايي آن گرديبنشاند؟ چطور؟ ماهمواره خودرا مكلفميدانيم پيرامون توقعات و اتهامات موهن رسانههايصهيونيستي غربي درباره فلان جنايتكارجنگي صهيوني كه اصلاً معلومنيست درآسمان جنوبلبنان چه غلطيميكرده، هر روز وهر هفته، با موضعيانفعالي پاي ميز محاكمه كنفرانسهايشبهخبري و مصاحبهها وميزگردهايمغرضانه رسانههاي مزدورغرب برويم، لكن اگرپاي روشنشدن وضعيت وابستهنظامي هيئتديپلماتيك جمهورياسلامي و مشاورفني وي، آقايان احمد متوسليان و تقي رستگارمقدم بهميان بيايد، خم به ابروي مباركمان كه نميآوريم، هيچ، اصلاً خودمان را بهآن راه همميزنيم. شترديدي نديدي! مثلياست معروف كه ميگويد براي درهمكوبيدن بنيان يكحقيقت، لازم نيست خوب بهآن حملهشود، كافياست تا ازآن بد دفاعكنيم! درطي سالها فحاشي و لجنپراكني نسبت بهانقلاب ومقدسات ملتايران از سوي حكامتروريست غرب و رسانههايصهيونيستي آن كه همواره به ملت و نظام ما لقب تروريست دادهاند، ماسربازان سنگرتبليغات انقلاباسلامي، بهواقع چهكردهايم؟ دست بهنقد، در ماجراي پانزدهساله ربودهشدن 4 تن از رشيدترين فرزندان اين آب وخاك، عملكرد رسانههايما و مسئولينذيربط را مقايسهكنيد با عملكرد بوقهايتبليغاتي نظام جهانيسلطه صهيونيستيغرب درباره ران آراد، تا ببينيد كه كجايكاريم! حكام تلآويو، هرسال براي صهيونيستمذكور جشنتولد، جشن سالگردفارغالتحصيلي، جشنسالروز ورود بهارتشصهيونيستي، جشن اولينپرواز موفقيتآميز!، جشن كوفت و زهرمار ميگيرند. دههاصفحه از مطبوعات اسرائيليغربي در هريك از اين مناسبهاي ادواري، در رثاي آدمكش مفقودشده اسرائيلي سياهميشوند. رسانههايگلوبال و شبكههاي ريز ودرشت ماهوارهاي ـ اعم از راديويي وتلويزيونيـ چون ترجيعبندي تكراري ومسلسل، افكارعمومي مردم پنجقاره را با ورد ران آراد، ران آراد خودشان، بمبارانميكنند و درعوض عملكرد ما درباره 4 گروگانايراني دربند تروريستهاي آدمرباي حاكم بر تلآويو ... ديگر چه بنويسم؟ براي كه؟ گوشها انگاري كرند. آهاي! مادر چشمبهراه حاجاحمد متوسليان! سهسال است دارم نام فرزنددلاورت را فريادميزنم. ديگر حنجره قلمم ناي نالهكردن را همندارد. مادرجان! با توام كه افزونبر پانزدهسال است درآن خانهكوچك كاهگلي كوچهعلوي خيابانمولوي تهران، مظلومانه ساكني و بهيمن غلفترسانههاي ما، حتي نزديكترين همسايگانت همنميدانند كه فرزند صفشكنتو، پرچمدار فتحخرمشهر است و اسير ازيادرفتهاي در چنگال عفريتصهيونيزم ضدبشر. مادرجان! دعاكن كه مشيتبالغه حضرتحق، بر بهخودآمدن اصحاب رسانههايجمعي ما مقدرگردد. آي برادر گوشهنشين كاظم اخوان، بهخدا بچهمسلمانهاي اهلقلم، كاظم را ازياد نبردهاند. كاظم آبروي قلم بهدستان نسلانقلاب ماست. بيآبرو زيستن، چگونه ممكناست؟ پدر ومادر سالخورده تقي رستگارمقدم، والله هنوز هم زيادند لبهايي كه بهنيت رهاييعاجل تقي و سههمزنجير رشيداو، هرصبح وشام، عاجزانه به درگاه حقتعالي زمزمه ميكنند كه: اللهم فك كلاسير! وبالاخره با شمايم خانوادهصبور و دلسوخته موسوي! رائدجان، باتوام كه هنوز چشمبهراه بازگشت پدرقهرمانتهستي. والله هرآنچه درباب مظلوميتمضاعف كاردار ربودهشده نظاممقدس جمهورياسلامي و ياران او توسط سگهاي آدمدزد رژيمتلآويو، كه در وسع ما بود، گفتيم ونوشتيم؛ اما...چهكنيم كه يكدست، بيش ازاين صدا ندارد. شما دعاكنيد تا طلسم تغافل بشكند، تا دوستانغافل ما در رسانهها و نيز مسئولينذيربط، به خودآيند و جبرانمافات كنند. هنوز هم ديرنشده...ديگر چه براي گفتن باقيمانده است؟ السلامعليك يا موسيبنجعفر(ع) كيهان15/9/1375
|