|
گروگانهايايراني و يك سرنخ جديد! |
|
|
|
21 آبان 1385 ساعت 20:41 |
|
گزارشهاي واصله از اردن، حكايت از آن دارند كه چهارگروگانايراني ربودهشده درلبنان، هم اينك در زندانهاي مخفي سرويساطلاعاتي ارتشاسرائيل نگهداري ميشوند. منبع اينخبر، احمد حبيبالله است كه رياست جمعيتدفاعاز زندانيان دربنداسرائيل را برعهدهدارد. مشاراليه كه از تحليلگران معتبر مسائلخاورميانه وامور فلسطيناشغالي بهشمارميرود، طي مصاحبهاي باخبرنگار صدايجمهورياسلامي در پايتختاردن، از«اعتقاداكيد» خود بهاسارت چهارگروگانايراني در يكي از دو زندن مخفي«شينبث»ـسرويساطلاعاتي ارتشصهاينهـ سخن بهميانآورد و افزود كه حكام رژيمتروريستي تلآويو، بهنحو اعجابآوري از بازديد مقامات مجامعبينالمللي حقوقبشر ونمايندگان صليبسرخجهاني از زندانهايمخفي مزبور به نامهاي عتليت و صرفند، جلوگيري ميكنند. نفس اعلام اينمطالب، آنهم ازسوي يك شخصيتمطلع جهانعرب كه درتلاشهاي بشردوستانه مربوط به زندانيان دربند سياهچالهاي رژيمصهيونيستي فعاليتيممتد دارد، و ضمناً از اشخاص خبير در اموراسرائيل محسوب ميشود، واجد چند ويژگيمثبت است: الف ـ سرانجام پس ازقريب شانزدهسال كه از واقعه ربودهشدن اعضاي هيئتديپلماتيك سياسيـ نظامي ايران درلبنان سپري شدهاست، خانوادههاي رنجكشيده وصبور اينعزيزان به يك سرنخمهم و اميدبخش دسترسييافتهاند. اصولاً تا پيش ازاين، سرنوشت4 ايراني ربودهشده، همواره درهالهاي ازابهام قرارداشت و در داخل وخارج گزارشهاي ضدونقيضي پيرامون وضعيتآنان منتشر شدهبود. صرفنظر از برخوردسرد و بيرغبت محافل بهاصطلاح مدافع حقوقبشرـاعم ازكميسيون حقوقبشر مللمتحد، صليبسرخجهاني و دهها مجمع ريز ودرشت مشابه آنهاـو نيز رسانههايغربي، با قضيه جنجالبرانگيز و رسواييآفرين ربودن چهارعضو هيئتديپلماتيك ايران كه به جهت برخورداري از مصونيتسياسي، تعرض بهآنان درحقيقت تعرض به موازينمحترم ومتعارف سياستبينالملل تلقيميشد، همان مختصراخباري هم كه بعضاً از كانال همينمجامع و رسانهها درباره گروگانهايايراني انتشار مييافت، بعضاً موجبات سردرگمي بيشتر افكارعمومي وخصوصاً نگراني خانوادههاي اينچهارتن را فراهمميآورد. يكبار ميگفتند: شبهنظاميان فالانژ، منكر دخالت خود در ربودن چهارتبعهايراني شدهاند. پس ازدستگيري فرماندهنظامي ارشد فالانژهاـسميرجعجعـ درلبنان اعلام شد:فالانژها بلافاصله پس از متوقف ساختن خودروي سفارتايران دريك پست ايست وبازرسي خود در جاده طرابلس ـ بيروت و دستگيري اين چهارتن، آنان را بهقتل رساندهاند. براند اشميتباور، سرپرست سرويسهاياطلاعاتي آلمان نيز، ازجمله اشخاصيبود كه طي مصاحبهاي در تابستان سالگذشته، اين ادعا را تكراركرد. لكن درپي چندين جلسه محاكمهجنجالي جعجع دربيروت، كاشف بهعمل آمد كه سركردهنظامي فالانژها، طي ضد ونقيضگوييهاي خود، مطالبي داير برتحويل چهارگروگانايراني بهاسرائيليها درسال 1987 و انتقال گروگانها به خاك فلسطيناشغالي، ابراز داشته است. از سوي ديگر، سخنگوي وزارت امورخارجه جمهورياسلاميايران نيز با رد ادعاي اشميتباور، دريك موضعگيريرسمي، اعلام نمود كه چهارگروگانايراني زندهاند و وزارتخارجهايران دلايل قانعكننده و اطلاعاتموثقي دال براين موضوعدارد. ب ـ افشاي اين مطلب كه درحالحاضر چهارايراني ربودهشده در زندانهايمخفي رژيمتلآويو نگهداريميشوند، فينفسه نقطه عزيمتمناسبي براي آغازيك ماراتنديپلماتيكـسياسي سودمند ومؤثر، جهت مجموعه دستگاههايمتولي امر روابطخارجي جمهورياسلاميايرانـاعم از وزارتخارجه وكميسيون امورخارجي مجلسشوراياسلاميـوتلاش در راه رهايي 4 گروگانايراني را فراهم آوردهاست. مجمععمومي سازمانملل، كميسيون حقوقبشر مللمتحد، جنبشعدمتعهد، سازمان كنفرانساسلامي و... ازجمله ميادينمناسب براي شروع يك دورجديد از تحركاتمفيد سياستخارجي ما، در راه حل اين موضوع ميتوانند بهشمارآيند. ضمن آنكه اعزام برنامهريزي شده خانوادههايگروگانها بهچنين مجامعي، وهمزمان صرف مساعي جهت انعكاس حضوراين قربانيان تروريزمصهيونيستي در مجامعبينالملليـازطريق فراخوانمطبوعاتي و برپايي كنفرانسهايخبريـامكان يكرشته مانورقدرتمند وهدفمند تبليغيـسياسي براي دفاعجانانه ازحيثيت مظلوم نظامجمهورياسلامي و رسوايي هرچه بيشتر دشمنانتروريست انقلاباسلامي و بوقهايتبليغاتي جيرهخوار صهيونيزمبينالملل را فراهمميآورد. فراموشنكردهايم كه روز روشن اتباع ما را به گروگانميگيرند و با وقاحت به ما تروريست لقبميدهند! ج ـ بذلهمت وتلاشيـنه پراكنده ومقطعيـكه هماهنگ و ريشهاي، براي آغاز يك «جهادرسانهاي»از سوي اهلقلم، اربابجرايد و اصحاب وسايل ارتباطجمعي كشور اعم از مطبوعات كثيرالانتشار، شبكههاي متعدد راديوتلويزيوني سازمان صداوسيما و خبرگزاريجمهورياسلامي جهت انعكاس ابعادگسترده و تكاندهنده واقعهاي كه متاسفانه قريب به شانزدهسال است عزيزانما، در رسانههايگروهي اقبالچنداني بهآن معطوف نداشتهاند. برپايي كنفرانسهايخبري و ميزگردهاي راديوتلويزيوني، مصاحبه با مقاماتذيربط، گفتوگو با خانوادههاي گروگانها، نظرخواهي از اقشارمختلف مردم، تهيه ويژهبرنامهها، گزارشهاي متنوع وپخش متناوب آنها در اوقاتمناسب و پرمخاطب رسانههايديداري وشنيداري، توليد خبر ودرج مقالات با زاويه ديد متنوعجهاني، منطقهاي، داخلي درسرويسهاي مختلف مطبوعاتي پيرامون واقعهمزبور از آغاز تا به امروز و... امثالهم ميتوانند بخشي از يك جهادرسانهاي ديرهنگام، لكن هنوز مفيد ومؤثر دستگاههاي اطلاعرساني و رسانههايگروهي كشور را شاملشوند. صاحب اينقلم، خاصه درنگارش فراز اخير، سعي كردهاست حسبالقول دوستان مصلحتبين و سرد وگرم چشيده مطبوعاتي، صرفاً به انتقاد و نقزدن بسندهنكرده، به فراخور وسعي تدبير قليلخويش، تعدادي پيشنهادسازندهـولو دست وپا شكسته وخامـهم ارائه دهد. ضمن اينكه بنا را براين گذارد كه نرمبراند وتندنتازد كه چرا فيالمثل رسانههاي گرامي ما، حتي درحد يكصدم درصد از پوششگسترده خبريـتحليلي كه طي چندماه اخير براي انعكاس ماجراي گروگانگيري در محلاقامت سفيرژاپن توسط شورشيانچپگراي «توپاكآمارو» وتلاش براي آشنايي افكارعمومي جامعه با وجوهمختلف اين ماجراينامربوط به آرمانهاي اعتقادي ملت ما فراهمآوردند، تلاشي جهت باخبركردن انبوه مخاطبينايراني خويش ازسرنوشت تلخ ودردناك خبرنگارعكاسخبرگزاري جمهورياسلامي آقايكاظم اخوان (كه دستكم بهواسطه مليت، مذهب، آرمان وحرفه خويش، نسبت به چريكهاي كمونيستپرويي، قرابت بيشتري با اصحاب رسانههايكشورمان دارد.) را مصروفنداشتهاند. بگذريم از آنكه ذمه ما اهلقلم، خاصه در ساحتمطبوعات اين ملك هم چندان بري نبوده ونيست. ما حتي از نگارشمقالات، اعلام شكايت دستهجمعي به مجامعبينالمللي و...در اعتراض نسبت بهارتكاب چنين جنايتفاحشي از سوي تروريستهاياسرائيلي درحق يك همكار همدين وهموطن خود، دريغ ورزيدهايم و...عجب! بعدالتحرير: هرچند، صاحب اينقلم رفتهرفته دارد باورش ميشود كه نگارش هرسنخ مطلبي درباره آن چهار جوانمردمؤمن خفته در كهففراموشي ما، بهعينه درحكم فريادزدن در قعر چاهيعميق است، وشايد كه اقدامي بيفايده، اما... چهكنيم كه آن مقتداي پير ما گفت: «يأس از جنود ابليس است.»... و ما را مكلف به ادايوظيفه دانست نه داشتن دغدغه كم وكيف نتيجه.پس باتوكل بهحضرت مقلبالقلوب، حقير دراين سالنو عاجزانه وجدانفردي وجمعي همهمخاطبين اين مقال را با كلماتي برآمده ازصميمدل، بينخود وخدايشان بهداوري فراخوانده، عرضميكنم: «عزيزان! گروگانهاي مظلومايراني را از يادنبريم...هنوزهم دير نشدهاست.» حسين بهزاد كيهان 16/1/1376
|